هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
27
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
تأييد مكن و بر اقدام پدرت خط بطلان مكش و اينكه امام حسن در پاسخش گفته كه : ساكت باش من در اين كار از تو ، داناتر هستم و آنگونه كه ابن كثير در البداية و النهاية مدعى شده است امام حسن ( ع ) به امام حسين ( ع ) گفته است : تصميم داشتم كه ترا در خانهاى زندانى كنم و در به رويت ببندم تا به كار خود برسم و اينكه به ادعاى ابن عساكر در تاريخ خود ، به او گفته است : به خدا كه نشد اقدام به كارى كنم و تو با من مخالفت نكنى و بسيارى از اين قبيل كه با توجه به آنچه در ارتباط با حوادث و زمينههايى كه برخورد و موضعگيرى امام حسن ( ع ) در آنها صورت گرفت روشن مىشود كه چنين روايتهايى ، نادرستند و پايهاى ندارند و از اين گذشته ، امام حسين ( ع ) ، بلندنظرتر و دورانديشتر از همهء آن خردمندان معاصرش بود كه برخورد خردمندانهء امام حسن ( ع ) را كه در واقع انتخاب ديگرى پيش رو نداشت ارج نهادند پس چگونه مىتوانست چنين برخوردى با برادرش داشته باشد ، او بالاتر از آن بود كه چيزى را كه ديگران درك كرده بودند ، درك نكرده باشد و چنين برخورد و ادعايى را با وى بكند . به نظر من آنها كه افسانهء اختلاف ميان آنان را بدين شكل علم كردهاند مىخواستهاند و لو براى يكى از آنها ، اشتباهى از اين دست ، رقم زنند و بعد از آنكه در دست و پا كردن نقطهء ضعفى يا لغزشى در تاريخ درخشان و سراسر فداكارى و رنج و سختى آنان مأيوس گشتند بدين گونه آن را لكهدار سازند ؛ زيرا نتيجهء حتمى برخورد منفى امام حسين نسبت به برادرش در صورت اثبات ، خطاى يكى از آنهاست چه معقول نيست كه در حالى كه هر كدام به خلاف آنچه كه ديگرى فكر مىكند و تصميم مىگيرد فكر كند و تصميم بگيرد هر دوى آنها ، بر صواب باشند . اين امكان هم هست كه هدف آنهايى كه افسانه اختلاف ميان آنها را ، جعل كردهاند و به امام حسين چنان موضعى را نسبت به برادرش مطرح ساختهاند اين بود كه تنها او را خطاكار قلمداد نمايند چون آنچنان كه ابو بكرة در حديث ادعايى خويش از قول پيامبر در مورد امام حسن آورده و مىگويد امام حسن ( ع ) سيد است و خداوند دو گروه بزرگ از مسلمانان را به وسيلهء او به مصالحه مىكشاند ، او با اين كار خود آرزوى جدش رسول خدا ( ص ) را برآورده ساخته و به مصلحت مسلمانان عمل كرده است و لازمه چنين برخوردى آن است كه امام حسين در برخورد با برادرش ، كار درستى نكرده همچنانكه در قيام خود نيز بر حق نبوده است زيرا به زعم آنها ، مصلحت مسلمانان را در نظر نگرفته است .